جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1533

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

خونها بالاى كوه مىخشكيد و تا دره سرازير نمىشد - آن‌گونه كه پادشاه قسم خورده بود و آرزوى او بود ! سگ صفتان پست منافق كه گويا قصد تحريك او را داشتند به او گفتند : شاها ! سپاس و تبريك ! اينك اگر تمامى طائفه بكر را كه در روى زمين هستند ، بر روى كوه « اواره » بكشى هرگز خونشان به دره جارى و سرازير نمىگردد ، سزاوار است كه روى آن خونها آب بريزند تا خونها به ته دره برسد . ! منذر به گفته درباريان خويش عمل نمود ، و خون از كوه به دره جارى گرديد . آنگاه نگاهى به زنان طايفه كرد كه شمارشان زياد بود و از شدّت ناراحتى بىتابى مىكردند و فرياد و ناله‌شان بلند بود . منذر فرمان داد ، زنان را زنده زنده و به تدريج به آتش بسوزانند و بدين‌گونه طومار زندگى گروه فراوانى از قبيلهء بدبخت بكر بسته شد ! ! در اينجا بايد پرسيد كه كار اين پادشاهان بالاخره در تاريخ به‌كجا مىانجامد ؟ و چنين توطئه‌هاى زشت و نقشه‌هاى خائنانه‌اى كه به خاطر حفظ سلطنت و يا براى به‌دست آوردن آن چيده مىشود ، به چه پايه از زشتى و پستى خواهد رسيد ؟ بىشك به انگيزهء خودخواهى و هوسرانى است كه چنين توطئه‌هايى رخ مىدهد و چنين پايان ننگين و دردناكى دارد . آرى اين نوع توطئه‌ها در تاريخ عرب پيش از اسلام ، بسيار رخ داده است ، تا آنجا كه مىتوان گفت تمامى تاريخ پادشاهان سلسله‌هاى سبا ، حمير ، غسان و منذر را در بر مىگيرد . در آغاز دعوت اسلام هم در ميان جامعه عرب آن روز توطئه‌هاى جاهليّت وجود داشت و تا جامعهء عرب از روح اسلام و هدفهاى ادبى و اجتماعى اسلام به‌دور بود ، ادامه يافت . در آن روز قريش براى